
بانکها دهه هاست که با تبلیغات رنگارنگ و وعدههای به ظاهر جذاب، مردم را تشویق میکنند تا حسابهای بازنشستگی یا همان طرحهای «پسانداز بلندمدت» باز کنند. آنها با جملاتی مانند «فکر آیندهات باش»، «برای دوران بازنشستگی آماده شو» یا «آرامش در پیری» تلاش میکنند شما را متقاعد کنند که قفل کردن پولتان در این حسابها به نفع شماست.
اما واقعیت تلخ این است که این حسابها بیشتر به نفع بانکهاست تا شما.
در نگاه اول شاید تصور کنید که در این نوع حسابها، پولتان «امن» است و روزی در دوران بازنشستگی به شما بازمیگردد. اما آنچه بسیاری بعد از سالها درمییابند، این است که آن پولها عملاً از دسترسشان خارج بوده و بانکها طی این سالها با استفاده از همان سرمایهها سودهای کلانی به دست آوردهاند — در حالی که صاحب اصلی پول، هیچ سود واقعی نصیبش نشده است.
نکتهی مهمتر اینجاست که وقتی هم به سن بازنشستگی میرسید، اجازه ندارید همهی پول خود را یکجا برداشت کنید. سیستم بهگونهای طراحی شده که مبلغ بازپرداخت به صورت اقساطی و جزئی پرداخت میشود — درست مانند صدقه ماهانه، نه دارایی شخصی که خودتان ذخیره کردهاید. در واقع، حتی در زمان بازنشستگی هم اختیار کامل پولتان را ندارید!
سؤال ساده این است:
چرا بانکها تا این اندازه مشتاقاند که مردم پولشان را در حسابهای قفلشده بازنشستگی قرار دهند؟
پاسخ روشن است:
چون این حسابها یکی از پرسودترین کسبوکارها برای بانکها هستند. بانکها با جمعآوری میلیاردها کرون از مردم، از همان سرمایهها برای وامدهی، سرمایهگذاری و ایجاد سودهای کلان استفاده میکنند، در حالی که صاحبان اصلی پول، سالها حق برداشت یا حتی انتقال سرمایهشان را ندارند. افزون بر این، بانکها از این حسابها کارمزدها و هزینههای مدیریتی متعددی نیز دریافت میکنند — هزینههایی که به تدریج بخش بزرگی از سود احتمالی شما را میبلعند.
بسیاری از کسانی که سالها پیش چنین حسابهایی باز کردهاند، امروز پشیماناند. آنها میگویند اگر همان پول را در یک حساب عادی یا سرمایهگذاری آزاد یا حتی خرید طلا نگه میداشتند، میتوانستند در طول زندگیشان از آن بهره ببرند: برای خرید خانه، سفر، آموزش فرزندان، یا حتی شروع یک کسبوکار کوچک. اما بانکها با وعدهی «امنیت در آینده»، این آزادی را از آنان گرفتند.
حقیقت این است که بهترین پسانداز، پساندازی است که خودتان کنترلش را در دست دارید. شما میتوانید با نظم و انضباط شخصی، همان مبالغ را در حسابهای عادی، صندوقهای سرمایهگذاری قابل برداشت یا حتی داراییهای واقعی مانند سهام یا ملک پسانداز کنید. تفاوت اصلی در این است که پولتان همیشه در اختیار خودتان است و هر زمان بخواهید میتوانید از آن استفاده کنید — بدون اجازهی بانک، بدون قفل، بدون محدودیت.
پس پیش از آنکه با یک لبخند تبلیغاتی و چند واژه فریبنده حسابی باز کنید که پولتان را برای دههها قفل میکند، لحظهای بیندیشید: آیا واقعاً به بانک اعتماد دارید که بهتر از خودتان برای آیندهتان تصمیم بگیرد؟
حسابهای بازنشستگی بانکی ممکن است در ظاهر «امن» به نظر برسند، اما در واقع تلهای هستند برای قفل کردن پول شما به نفع نظام بانکی. به جای آن، بر خودتان تکیه کنید. به جای حساب قفلشده، پساندازی آزاد بسازید.
آیندهی واقعی را کسی میسازد که امروز اختیار پول خود را در دست دارد — نه کسی که آن را به بانکها سپرده است. بانک ها موسسات سودآوری برای صاحبانشان هستند. هرگز به بانک به عنوان یک منبع مشورت بی طرف جهت تصمیم گیری در مورد امور مالی مهم زندگی خود اطمینان نکنید.
اما واقعیت تلخ این است که این حسابها بیشتر به نفع بانکهاست تا شما.
در نگاه اول شاید تصور کنید که در این نوع حسابها، پولتان «امن» است و روزی در دوران بازنشستگی به شما بازمیگردد. اما آنچه بسیاری بعد از سالها درمییابند، این است که آن پولها عملاً از دسترسشان خارج بوده و بانکها طی این سالها با استفاده از همان سرمایهها سودهای کلانی به دست آوردهاند — در حالی که صاحب اصلی پول، هیچ سود واقعی نصیبش نشده است.
نکتهی مهمتر اینجاست که وقتی هم به سن بازنشستگی میرسید، اجازه ندارید همهی پول خود را یکجا برداشت کنید. سیستم بهگونهای طراحی شده که مبلغ بازپرداخت به صورت اقساطی و جزئی پرداخت میشود — درست مانند صدقه ماهانه، نه دارایی شخصی که خودتان ذخیره کردهاید. در واقع، حتی در زمان بازنشستگی هم اختیار کامل پولتان را ندارید!
سؤال ساده این است:
چرا بانکها تا این اندازه مشتاقاند که مردم پولشان را در حسابهای قفلشده بازنشستگی قرار دهند؟
پاسخ روشن است:
چون این حسابها یکی از پرسودترین کسبوکارها برای بانکها هستند. بانکها با جمعآوری میلیاردها کرون از مردم، از همان سرمایهها برای وامدهی، سرمایهگذاری و ایجاد سودهای کلان استفاده میکنند، در حالی که صاحبان اصلی پول، سالها حق برداشت یا حتی انتقال سرمایهشان را ندارند. افزون بر این، بانکها از این حسابها کارمزدها و هزینههای مدیریتی متعددی نیز دریافت میکنند — هزینههایی که به تدریج بخش بزرگی از سود احتمالی شما را میبلعند.
بسیاری از کسانی که سالها پیش چنین حسابهایی باز کردهاند، امروز پشیماناند. آنها میگویند اگر همان پول را در یک حساب عادی یا سرمایهگذاری آزاد یا حتی خرید طلا نگه میداشتند، میتوانستند در طول زندگیشان از آن بهره ببرند: برای خرید خانه، سفر، آموزش فرزندان، یا حتی شروع یک کسبوکار کوچک. اما بانکها با وعدهی «امنیت در آینده»، این آزادی را از آنان گرفتند.
حقیقت این است که بهترین پسانداز، پساندازی است که خودتان کنترلش را در دست دارید. شما میتوانید با نظم و انضباط شخصی، همان مبالغ را در حسابهای عادی، صندوقهای سرمایهگذاری قابل برداشت یا حتی داراییهای واقعی مانند سهام یا ملک پسانداز کنید. تفاوت اصلی در این است که پولتان همیشه در اختیار خودتان است و هر زمان بخواهید میتوانید از آن استفاده کنید — بدون اجازهی بانک، بدون قفل، بدون محدودیت.
پس پیش از آنکه با یک لبخند تبلیغاتی و چند واژه فریبنده حسابی باز کنید که پولتان را برای دههها قفل میکند، لحظهای بیندیشید: آیا واقعاً به بانک اعتماد دارید که بهتر از خودتان برای آیندهتان تصمیم بگیرد؟
حسابهای بازنشستگی بانکی ممکن است در ظاهر «امن» به نظر برسند، اما در واقع تلهای هستند برای قفل کردن پول شما به نفع نظام بانکی. به جای آن، بر خودتان تکیه کنید. به جای حساب قفلشده، پساندازی آزاد بسازید.
آیندهی واقعی را کسی میسازد که امروز اختیار پول خود را در دست دارد — نه کسی که آن را به بانکها سپرده است. بانک ها موسسات سودآوری برای صاحبانشان هستند. هرگز به بانک به عنوان یک منبع مشورت بی طرف جهت تصمیم گیری در مورد امور مالی مهم زندگی خود اطمینان نکنید.













