سامَر، یک جوان سوری که بیش از ۱۰ سال در دانمارک زندگی میکند و دارای اقامت دائم است، تصمیم گرفت برای مدتی به دیدار دوستان یا خانواده برود. او با گذرنامه جدید سوریه و همچنین یک مدرک سفر دانمارکی وارد فرودگاه شد.
در فرودگاه از او پرسیده شد:
• «چرا دو همسر داری؟»
• «چرا از گذرنامه استفاده نمیکنی اگر قبلاً گذرنامه سوریه داری؟ یکی از مدارک باید تحویل داده شود.»
سامَر سردرگم و تحت فشار قرار گرفت و گذرنامه سوریه را تحویل داد و مدرک سفر دانمارکی را نگه داشت.
او تصور میکرد ماجرا به پایان رسیده است، اما چند هفته بعد یک نامه رسمی از اداره مهاجرت به دستش رسید با سؤالات شگفتانگیز:
• «چرا گذرنامه سوریه گرفتی؟»
• «وقتی مدرک سفر را درخواست کردی، گفتی دیگر پاسپورت نداری… چرا هنگام دریافت گذرنامه سوریه آن را تحویل ندادی؟»
سامَر فهمید که ماجرا جدی است، زیرا میتواند روی اقامت دائم او تأثیر بگذارد و حتی ممکن است پرونده او به پلیس ارجاع داده شود.
در فرودگاه از او پرسیده شد:
• «چرا دو همسر داری؟»
• «چرا از گذرنامه استفاده نمیکنی اگر قبلاً گذرنامه سوریه داری؟ یکی از مدارک باید تحویل داده شود.»
سامَر سردرگم و تحت فشار قرار گرفت و گذرنامه سوریه را تحویل داد و مدرک سفر دانمارکی را نگه داشت.
او تصور میکرد ماجرا به پایان رسیده است، اما چند هفته بعد یک نامه رسمی از اداره مهاجرت به دستش رسید با سؤالات شگفتانگیز:
• «چرا گذرنامه سوریه گرفتی؟»
• «وقتی مدرک سفر را درخواست کردی، گفتی دیگر پاسپورت نداری… چرا هنگام دریافت گذرنامه سوریه آن را تحویل ندادی؟»
سامَر فهمید که ماجرا جدی است، زیرا میتواند روی اقامت دائم او تأثیر بگذارد و حتی ممکن است پرونده او به پلیس ارجاع داده شود.













