
زینب مهاجر ساکن دانمارک، پس از سالها فشار خانوادگی دست به خودکشی زد؛ خانواده بهجای همدلی، او را سرزنش کردند
زینب در نوجوانی در دانمارک، تصمیم میگیرد دیگر حجاب نداشته باشد، چون احساس میکند سالها کاری را انجام داده که «از خودش نبوده». او میگوید همیشه از سوی خانوادهاش محدود میشده — اجازهی شرکت در اردو، جشن، یا حتی خوابیدن در خانهی دوستش را نداشته است. در حالیکه برادرش آزادی بیشتری داشته، او با مخالفتها، سرزنشها و حتی خشونت و بیتوجهی از سوی خانواده مواجه میشود.
زینب در نوجوانی در دانمارک، تصمیم میگیرد دیگر حجاب نداشته باشد، چون احساس میکند سالها کاری را انجام داده که «از خودش نبوده». او میگوید همیشه از سوی خانوادهاش محدود میشده — اجازهی شرکت در اردو، جشن، یا حتی خوابیدن در خانهی دوستش را نداشته است. در حالیکه برادرش آزادی بیشتری داشته، او با مخالفتها، سرزنشها و حتی خشونت و بیتوجهی از سوی خانواده مواجه میشود.













